
سال ها گذشت
طوفان های آزارنده،مه آلود
خیال های خام برساخته ام را از هم پراکند
و صدای لطیفت را فراموش کردم
شمایل های بس الهی ات را.
در تبعید،در دلتنگی حبس
روزهای بیحادثه ام می پوسیدند
محروم از هیبت و الهام
محروم از اشک ها،از زندگانی،از عشق.
روحم دیگر بار بیدار شد
و دیگربار نزدم آمدی
درست مانند خیالی گریزنده
درست مانند چکیدهای از زیبایی ناب.
قلبم دوباره در خلسه طنین میافکند
از درون آن دیگربار بر میآورد
احساس هایی حاکی از هیبت و الهام را
از زندگانی،از اشک،از عشق.
“برگردان:شاپور احمدی”
واژگان کلیدی: اشعار الکساندر پوشکین،نمونه شعر الکساندر پوشکین،شاعر الکساندر پوشکین،شعرهای الکساندر پوشکین،شعری از الکساندر پوشکین،یک شعر از الکساندر پوشکین،اشعار ترجمه شده به فارسی الکساندر پوشکین،سروده های برگردان به پارسی الکساندر پوشکین،شاعر روس،شاعر کشور روسیه،شاعر شوروی،الکساندر سرگئیویچ پوشکین،الکساندر سرگیویچ پوشکین،شاعر سبک رومانتیسیسم روسیه.
Александр Сергеевич Пушкин،Alexander Pushkin،poems،quotes.





