
ساعت یک دور عقب لغزید
و نور زندگی ام را دزدید
وقتی در سوگِ عشقمان
نقطه ی اشتباه خیابان را قدم می زدم
و البته باران جبران ناپذیر
در خیابان متروک سقوط کرد
جایی که حس کردم قلبم از تمام اشتباه هایمان
ترسیده و نگران است
اگر میتوانست ناپدید شود آسمان نومید
یک ساعت این روز را بیشتر
کلمه هایی که می بایست هرگز نمی گفتم
یا نشنیده بودم چه می گویی
ولی منسوخ خواهیم شد، می دانیم
آنسوی تمام روشنایی ها
روزها کوتاه و کوتاه تر شدند
و شب ها بی پایان
“برگردان:هانیه بحرینی”
واژگان کلیدی: اشعار کارول آن دافی،نمونه شعر کارول ان دافی،شاعر کارول آن دافی،شعرهای کارول آن دافی،شعری از کارول آن دافی،یک شعر از کارول آن دافی،شعرهای ترجمه شده به فارسی کارول آن دافی،سروده های برگردان به پارسی کارول آن دافی،شاعر انگلیسی،شاعر اهل کشور انگلیس،شاعر زن انگلیسی،شاعر بریتانیا،کارول آن دفي،کارول آن دوفي،کارول آن دافي،کارول ان دافي.
CarolAnnDuffy،poems،quotes،carol ann duffy









