
ای رویای بارانی آخرین سوار گمشده
در دشتستان ابری بغض
شبی بر درگاه شکسته ی خاطرم
رویای سوخته ات را
با آخرین ستاره ی التماس گریستم
با آخرین ماهیانی که
سرود اشک های خویش را
در دریای گمشده ی نگاهم می جستند
در ساحل سپید کدامین ترانه
گلوی خونین تو را بسرایم
تا پرچم فریادم
از نسیم رویایت دوباره جان گیرد؟
واژگان کلیدی: اشعار رجب افشنگ،نمونه شعر رجب افشنگ،شاعر رجب افشنگ،شعرهای رجب افشنگ،شعری از رجب افشنگ،یک شعر از رجب افشنگ،شاعر تنکابنی،شاعر متولد تنکابن.





