
بیا و یک شب دیگر حضورت را مکرر کن
تمام لحظه هایم را به لبخندی معطر کن
نمی دانم چگونه ! سنگر و تسبیح و سجاده
برای گفتن آن خاطرات خوب لب تر کن
تو مانند منورهای جبهه روشن روشن!
دل تاریک و خاموش مرا لختی منور کن
تو ای زیباترین تصویر سجده در دل سنگر!
برایم چفیه و تسبیح و آتش را مصور کن
منم آن مرغ بی بالی که در کنج قفس مانده
بیا و هستی ام را با نگاه خویش پرپر کن
الا ای امتداد سجده هایت پشت آیینه
زمین و آسمان تشنه را محراب و سنگر کن
و اینک بار دیگر ای حضور روشن فریاد!
گلوی زخمی ما را پر از الله اکبر کن
واژگان کلیدی:اشعار،نمونه شعر،شاعر ،شعرهای،شعری از ،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از ،مليحه قاصديان،شعر درباره رزمندگان دفاع مقدس،شعر با موضوع جنگ و جبهه،شعر جنگ تحمیلی.





