
شعر نخست:
آفتابِ من
براي درخشيدن به آسمان تو رفته است
برايِ من،تنها ماه مانده است
كه او را،من از تمامي ابرها صدا ميزنم
ماه به من دلگرمي ميدهد
كه روزي تابشش
گرمتر و روشنتر خواهد شد
نه، اين زرد، رنگي ديگر نخواهد شد
اين رنگ
كه يادآورِ ملال و سردي است .
باز آي، آفتابا!
روشناي و گرمايِ افزونِ ماه
فرايِ طاقتِ مناند
“برگردان:محمدحسین بهرامیان”
شعر دوم:
با چشمهای بسته
در برابر خاکِ خالی از خانه میمانم
تا خانهی قدیمی دوباره بروید و باز شود .
ساعت مُرده را تماشا میکنم
آنقدر طولانی
تا دستهایش دوباره بلرزد .
به تو میاندیشم
تا عشق بازآید،تا دوباره بخندی.
آنوقت
بیدار کردن مُردگان کمابیش آسان است !
“برگردان:آزاد عندلیبی”
شعر سوم :
آن چنان خسته ام
كه وقتي تشنهام
با چشمهاي بسته
فنجان را كج ميكنم و آب مينوشم
آخر اگر كه چشم بگشايم
فنجاني آنجا نيست !
خستهتر از آنام كه راه بيفتم
تا برايِ خود چاي آماده سازم
آن چنان بيدارم
كه ميبوسمت و نوازشت ميكنم
و سخنانت را ميشنوم
و پسِ هر جرعه با تو سخن ميگويم
و بيدارتر از آنام
چشم بگشايم
و بخواهم تو را ببينم
و ببينم كه تو نيستي در كنارم
“برگردان:محمدحسین بهرامیان”
شعر چهارم:
با آدم ها
از صلح حرف زدن
و همان زمان به تو فکر کردن
از آینده گفتن
و به تو فکر کردن
از حق حیات گفتن
و به تو فکر کردن
نگرانِ همنوعان بودن و به تو فکر کردن
همه یِ این ها آیا ریاکاری است؟
یا حقیقتی است که آخر بر زبان می آورم؟
“برگردان:بهنود فرازمند”
شعر پنجم:
گوش بسپار
با گوشهاي تيزكرده
آن گاه در خواهي يافت عاقبت:
اين تنها زندگياست كه ميشنوي
مرگ، هيچ براي گفتن ندارد
مرگ، قادر به سخنگويي نيست.
مجرم ،
با توسل به جرم سخن ميگويد
جرم، با توسل به عواقبِ خويش سخن ميگويد:
عواقبِ جرم
خويشتن را
از هر دليلي
تبرئه ميسازند.
زندگان از مُردن سخن ميگويند
تنها از آن رو كه ميزيند:
آنكه سخن نميگويد، مرگ است،
مرگ،
كه حرفي نميزند
اما به وعدهاش وفا ميكند
.
“برگردان:محمدحسین بهرامیان”
شعر ششم:
پس از وصال و رسیدن به معشوق
چه بسا دیگر کسی شعری نسراید
دستت را دراز می کنی
جست و جو می کنی
لمس می کنی
گوش می سپاری
نزدیک می شوی
اما آن بلوغِ همیشه وصف ناپذیرِ عشق را
که من می نویسم اش
هر کسی به تجربه در می یابد
روز و شب
حتی پس از وصالِ معشوق
“برگردان:بهنود فرازمند”
واژگان کلیدی: اشعار اریش فرید،نمونه شعر اریش فرید،شاعر اریش فرید،شعرهای اریش فرید،شعری از اریش فرید،یک شعر از اریش فرید،شعر ترجمه شده به فارسی اریش فرید،شعر برگردان به پارسی اریش فرید،شعر کوتاه اریش فرید،شاعر اتریشی،شعر اتریش.
Erich Fried،poem،quotes





