
شعر نخست:
آن که نخستین بار عشق می ورزد
هر چند کام نگیرد، باز هم خداست.
ولی آن که دومین بار
عشق ناکام ورزد، دیوانه است.
منِ دیوانه، عشق می ورزم
دگر بار، بی عشق متقابل .
خورشید، ماه و ستارگان می خندند
و من نیز با آنان می خندم و می میرم … .
شعر دوم:
اگر گل ها،گل های زیبا می دانستند
“ترجمه:شجاع الدین شفا”
شعر سوم:
آه که تو به تمامی به فراموشی سپردی
که روزگار درازی من مالک قلبت بودم .
دلکت چه شیرین، خطاکار و کوچک بود !
از این شیرین تر و خطاکارتر نمی توان یافت !
آه که تو عشق و اندوهی را به فراموشی سپردی
که قلبم را می فشردند
نمی دانم، عشق برتر از اندوه بود؟
تنها میدانم هر دو بزرگ بودند … .
شعر چهارم:
وقتی مرا با مهربانی به آغوش کشیدی ،
روح من به آسمان پرواز کرد .
اجازه دادم تا روح تو نیز به پرواز در آید
و همزمان شهد شیرین لبانت را مکیدم …. .
واژگان کلیدی: اشعار هاینریش هاینه،نمونه شعر هاینریش هاینه،شاعر هاینریش هاینه،شعرهای هاینریش هاینه،شعر ترجمه شده به فارسی هاینریش هاینه،شعر برگردان به پارسی هاینریش هاینه،هاینریش شاعر و خبرنگار آلمانی
Christian Johann Heinrich Heine ،poems،quotes





