سلام الله ما کرّ اللیالی-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

سلام الله ما کرّ اللیالی-همراه با معنی و تفسیر

سلام الله ما کرّ اللیالی


حافظ-غزل شماره 463

 

سلام الله ما کرّ اللیالی

و جاوَبتِ المثانی و المثالی

علی وادی الاراک و من علیها

و دار باللوی فوق الرّمالِ

دعاگوی غریبان جهانم

و ادعو بالتّواتر و التّوالی

به هر منزل که رو آرد خدا را

نگه دارش به لطف لایزالی

منال ای دل که در زنجیر زلفش

همه جمعیّت است آشفته حالی

ز خطّت صد جمال دیگر افزود

که عمرت باد صد سال جلالی

تو می‌باید که باشی ورنه سهل است

زیان مایه جاهی و مالی

بر آن نقاش قدرت آفرین باد

که گرد مه کشد خطّ هلالی

فحبّک راحتی فی کلّ حین

و ذکرک مونسی فی کلّ حالِ

سویدای دل من تا قیامت

مباد از شوق و سودای تو خالی

کجا یابم وصال چون تو شاهی

منِ بدنام رندِ لاابالی

خدا داند که حافظ را غرض چیست

و علم الله حسبی من سوالی


 معنی و تفسیر بیت های نخستین :

  1. سلام الله ما کرّ اللیالی / و جاوَبتِ المثانی و المثالی:
    • شاعر با ستایش خداوند آغاز می‌کند و می‌گوید که سلام خداوند بر شب‌هایی که تکرار می‌شوند و بر آیات قرآن (مثانی و مثالی) که پاسخ‌دهنده‌ی نیازهای بندگان هستند.
  2. علی وادی الاراک و من علیها / و دار باللوی فوق الرّمالِ:
    • شاعر از سرزمین اراک (نماد عشق و زیبایی) و کسانی که در آن زندگی می‌کنند، یاد می‌کند و به خانه‌ای اشاره می‌کند که بر بالای شن‌های روان بنا شده است.
  3. دعاگوی غریبان جهانم / و ادعو بالتّواتر و التّوالی:
    • شاعر خود را دعاگوی غریبان جهان می‌داند و می‌گوید که به طور پیوسته و مداوم برای آنها دعا می‌کند.
  4. به هر منزل که رو آرد خدا را / نگه دارش به لطف لایزالی:
    • شاعر از خداوند می‌خواهد که هر کس به سوی او می‌آید، با لطف بی‌پایانش حفظ کند.
  5. منال ای دل که در زنجیر زلفش / همه جمعیّت است آشفته حالی:
    • شاعر به دل خود می‌گوید که در زنجیر زلف معشوق اسیر شده است و همه‌ی جمعیت (دل‌ها) در حال آشفتگی هستند.
  6. ز خطّت صد جمال دیگر افزود / که عمرت باد صد سال جلالی:
    • شاعر به معشوق خطاب می‌کند و می‌گوید که خط (زیبایی) تو صد جمال دیگر افزوده است و آرزو می‌کند که عمرش صد سال با جلال و شکوه باشد.

 


معنی و تفسیر بیت های پایانی :

  1. تو می‌باید که باشی ورنه سهل است / زیان مایه جاهی و مالی:
    • شاعر می‌گوید که وجود تو (معشوق) ضروری است، وگرنه از دست دادن جاه و مال آسان است.
  2. بر آن نقاش قدرت آفرین باد / که گرد مه کشد خطّ هلالی:
    • شاعر از خداوند به عنوان نقاش قدرت‌مند یاد می‌کند که خط هلالی (نماد زیبایی) را بر گرد ماه کشیده است.
  3. فحبّک راحتی فی کلّ حین / و ذکرک مونسی فی کلّ حالِ:
    • شاعر می‌گوید که عشق تو (معشوق) آرامش من در هر لحظه است و یاد تو مونس من در هر حال است.
  4. سویدای دل من تا قیامت / مباد از شوق و سودای تو خالی:
    • شاعر آرزو می‌کند که دلش تا قیامت از شوق و سودای معشوق خالی نباشد.
  5. کجا یابم وصال چون تو شاهی / منِ بدنام رندِ لاابالی:
    • شاعر می‌گوید که کجا می‌تواند وصال شاهی مانند تو را پیدا کند، در حالی که او رند بی‌قید و بدنام است.
  6. خدا داند که حافظ را غرض چیست / و علم الله حسبی من سوالی:
    • شاعر می‌گوید که خداوند می‌داند که هدف حافظ چیست و علم خداوند برای او کافی است و نیازی به سؤال ندارد.

غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤