درآ که در دل خسته توان درآید باز-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

درآ که در دل خسته توان درآید باز-همراه با معنی و تفسیر

درآ که در دل خسته توان درآید باز


حافظ-غزل شماره 261

 

درآ که در دل خسته توان درآید باز

بیا که در تن مرده روان درآید باز

بیا که فرقت تو چشم من چنان دربست

که فتح باب وصالت مگر گشاید باز

غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت

ز خیل شادی روم رخت زداید باز

به پیش آینه ی دل هر آنچه می‌دارم

به جز خیال جمالت نمی‌نماید باز

بدان مثل که شب آبستن است روز از تو

ستاره می‌شمرم تا که شب چه زاید باز

بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ

به بوی گلبن وصل تو می‌سراید باز


معنی بیت های نخستین

۱. درآ که در دل خسته توان درآید باز / بیا که در تن مرده روان درآید باز:
حافظ خطاب به معشوق می‌گوید: درآ (بیا) تا در دل خسته‌ام توان دوباره بازگردد. او از معشوق می‌خواهد که بیاید تا در تن مرده‌ی او (حافظ) روح دوباره جاری شود. این بیت نشان‌دهنده‌ی اشتیاق حافظ به وصال معشوق و تأثیر حضور او بر زنده‌کردن دل و جانش است.

۲. بیا که فرقت تو چشم من چنان دربست / که فتح باب وصالت مگر گشاید باز:
حافظ می‌گوید: بیا، چرا که فراق تو چشمانم را چنان بسته است که گویی تنها فتح باب وصال تو می‌تواند آن را باز کند. او تأکید می‌کند که تنها وصال معشوق می‌تواند درد هجران را تسکین دهد. این بیت نشان‌دهنده‌ی درد هجران و آرزوی وصال حافظ است.

۳. غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت / ز خیل شادی روم رخت زداید باز:
حافظ می‌گوید: غمی که مانند سپاه زنگ‌زده، ملک دل را تسخیر کرده است، باید با خیل شادی روم (شادی‌های بزرگ) از دل زدوده شود. او تأکید می‌کند که تنها شادی‌های بزرگ می‌توانند غم‌های عمیق را از بین ببرند. این بیت نشان‌دهنده‌ی نیاز حافظ به شادی و آرامش است.

معنی بیت های پایانی

۴. به پیش آینه ی دل هر آنچه می‌دارم / به جز خیال جمالت نمی‌نماید باز:
حافظ می‌گوید: در آینه‌ی دل، هر آنچه دارم، تنها خیال جمال تو (معشوق) را نشان می‌دهد. او تأکید می‌کند که تمام وجودش پر از تصویر معشوق است و هیچ چیز دیگری در دلش جای ندارد. این بیت نشان‌دهنده‌ی عشق عمیق حافظ به معشوق است.

۵. بدان مثل که شب آبستن است روز از تو / ستاره می‌شمرم تا که شب چه زاید باز:
حافظ می‌گوید: مانند این که شب آبستن روز است، من نیز ستاره‌ها را می‌شمارم تا ببینم شب چه چیزی به دنیا می‌آورد. او تأکید می‌کند که منتظر فرج و گشایش است، همان‌طور که شب منتظر طلوع روز است. این بیت نشان‌دهنده‌ی امید حافظ به آینده و وصال معشوق است.

۶. بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ / به بوی گلبن وصل تو می‌سراید باز:
حافظ می‌گوید: بیا، چرا که بلبل خوش‌خاطر حافظ (خودش) به بوی گلبن وصل تو دوباره سرود می‌خواند. او تأکید می‌کند که تنها وصال معشوق می‌تواند او را به شور و شوق بیاورد. این بیت نشان‌دهنده‌ی اشتیاق حافظ به وصال معشوق و تأثیر آن بر شعر و سرود اوست.


تفسیر کامل شعر

حافظ با زبانی پر از اشتیاق و امید، معشوق را به بازگشت دعوت می‌کند تا دل خسته‌اش را تسکین دهد و جان مرده‌اش را دوباره زنده کند. او از غم فراق می‌گوید که همچون سپاهی زنگ‌زده، دلش را تسخیر کرده، اما امید دارد که شادی‌ها بازگردند و این غم را از میان بردارند. حافظ اعتراف می‌کند که در آینه‌ی دلش، جز تصویر معشوق چیزی دیده نمی‌شود و همه‌ی وجودش را عشق به او فراگرفته است.

او با تمثیل شب و روز، منتظر طلوع دوباره‌ی شادی‌هاست و مانند بلبلی که در انتظار گلستان وصل می‌سراید، امیدوار است که با بازگشت معشوق، شادی و نشاط به زندگی‌اش بازگردد.

این شعر سرشار از عشق، امیدواری و اشتیاق به وصال است.


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤