با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

حافظ-غزل شماره 435
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی
سلطان من خدا را زلفت شکست ما را
تا کی کند سیاهی چندین درازدستی
در گوشه ی سلامت مستور چون توان بود
تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی
آن روز دیده بودم این فتنهها که برخاست
کز سرکشی زمانی با ما نمینشستی
عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ
چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی
معنی و تفسیر بیت های نخستین:
1.با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی / تا بیخبر بمیرد در درد خودپرستی:
حافظ در این بیت از مدعیان (کسانی که ادعای عشق و معرفت دارند) سخن میگوید و میگوید که اسرار عشق و مستی را با آنها در میان نگذارید، تا در جهل و خودپرستی بمیرند. این بیت نشاندهندهٔ نقد حافظ به خودپرستی و ادعای بیجا است.
2.عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید / ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی:
در این بیت، حافظ از اهمیت عشق سخن میگوید و میگوید که عاشق شو، وگرنه روزی کار جهان به پایان میرسد و تو بدون خواندن نقش مقصود (هدف زندگی) از کارگاه هستی خارج میشوی. این بیت نشاندهندهٔ ضرورت عشق در زندگی است.
3.دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم / با کافران چه کارت گر بت نمیپرستی:
حافظ در این بیت از معشوق (صنم) یاد میکند که در مجلس مغان (محل عشق و مستی) به او گفته است: اگر بت نمیپرستی، با کافران (کسانی که عشق را درک نمیکنند) چه کار داری؟ این بیت نشاندهندهٔ این است که عشق واقعی نیاز به تعصب ندارد.
معنی و تفسیر بیت های پایانی:
4.سلطان من خدا را زلفت شکست ما را / تا کی کند سیاهی چندین درازدستی:
در این بیت، حافظ از زلف معشوق (سلطان) سخن میگوید که او را شکست داده است. او میپرسد که تا کی این سیاهی (زلف) دست درازی خواهد کرد؟ این بیت نشاندهندهٔ تسلیم در برابر جاذبهٔ معشوق است.
5.در گوشه ی سلامت مستور چون توان بود / تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی:
حافظ در این بیت از نرگس معشوق (چشمهای معشوق) سخن میگوید و میپرسد که چگونه میتوان در گوشهای از سلامت پنهان شد، در حالی که نرگس معشوق رموز مستی را به ما میگوید؟ این بیت نشاندهندهٔ جاذبهٔ چشمهای معشوق است.
6.آن روز دیده بودم این فتنهها که برخاست / کز سرکشی زمانی با ما نمینشستی:
در این بیت، حافظ از روزی یاد میکند که فتنهها (آشوبها) برخاسته بود و معشوق به دلیل سرکشی، با او نمینشست. این بیت نشاندهندهٔ درد فراق و سرکشی معشوق است.
7.عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ / چون برق از این کشاکش پنداشتی که جستی:
حافظ در این بیت از عشق خود سخن میگوید و میگوید که عشق او به دست طوفان (تقدیر) سپرده خواهد شد. او میگوید که مانند برق از این کشاکش (جنگ و نزاع) گمان کردی که رهایی یافتهای. این بیت نشاندهندهٔ تسلیم در برابر تقدیر است.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



