آن ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت

حافظ-غزل شماره 82
آن ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت
تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین
کس واقف ما نیست که از دیده چهها رفت
بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش
آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت
دور از رخ تو دم به دم از گوشه ی چشمم
سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت
از پای فتادیم چو آمد غم هجران
در درد بمردیم چو از دست دوا رفت
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت
احرام چه بندیم چو آن قبله نه اینجاست
در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت
دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید
هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت
ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که از دار فنا رفت
معنی بیت های نخستین
1. آن ترک پریچهره که دوش از بر ما رفت / آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت:
آن یار ترکروی پریچهره که دوش از کنار ما رفت، چه اشتباهی در ما دید که از راه نادرست رفت؟ حافظ با این سوال تلخ، حسرت دوری معشوق را بیان میکند و در عین حال خود را بیگناه میداند.
2. تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین / کس واقف ما نیست که از دیده چهها رفت:
از زمانی که آن چشم جهانبین مرا از نظر براند، کسی نمیداند چه اشکها و حسرتها از دیدگانم روان شد. این بیت عمق رنج ناشی از فراق را نشان میدهد که تنها عاشق میداند چه میکشد.
3. بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش / آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت:
دود ناشی از سوختن دلی که دوش میسوخت، بر شمع نرفت، بلکه بر سر ما سایه افکند. این تصویر زیبا نشان میدهد چگونه رنج عشق، عاشق را فرا میگیرد.
4. دور از رخ تو دم به دم از گوشه ی چشمم / سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت:
دور از چهرهات، هر لحظه از گوشهی چشمانم سیلاب اشک و طوفان مصیبت جاری شد. حافظ در این بیت شدت اندوه خود را با تصاویر طبیعی نشان میدهد.
معنی بیت های پایانی
5. از پای فتادیم چو آمد غم هجران / در درد بمردیم چو از دست دوا رفت:
وقتی غم هجران آمد، از پای درآمدیم و وقتی درمان از دست رفت، در درد مردیم. این بیت بیانگر درماندگی کامل عاشق در برابر فراق است.
6. دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت / عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت:
دلم گفت شاید با دعا بتوان وصالش را باز یافت، اما عمری است که تمام عمرم صرف دعا کردن شده است. این نشاندهندهی ناامیدی تدریجی از بازگشت معشوق است.
7. احرام چه بندیم چو آن قبله نه اینجاست / در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت:
چرا احرام ببندیم وقتی قبلهی ما اینجا نیست؟ چرا در سعی بکوشیم وقتی از مروه و صفا رفته است؟ این بیت اشاره به بیمعنایی اعمال ظاهری بدون حضور معشوق دارد.
8. دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید / هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت:
دیروز طبیب وقتی مرا دید از سر حسرت گفت: “افسوس که درد تو از دستورهای درمان خارج است.” این نشان میدهد درد عشق، درمانی معمولی ندارد.
9. ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه / زان پیش که گویند که از دار فنا رفت:
ای دوست، برای پرسیدن حال حافظ قدمی بردار، پیش از آنکه بگویند از دنیا رفت. این بیت پایانی فریاد نهایی شاعر برای توجه و محبت قبل از مرگ است.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.