گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود

حافظ-غزل شماره 228
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یارب اندر کنف سایه ی آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود
عقلم از خانه به در رفت و گر می این است
دیدم از پیش که در خانه ی دینم چه شود
صرف شد عمر گرانمایه به معشوقه و می
تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود
معنی بیت های نخستین
۱. گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود / پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود:
اگر من از باغ تو یک میوه بچینم، چه اتفاقی میافتد؟ اگر برای لحظهای در نور چراغ تو قدم بزنم، چه میشود؟ حافظ در این بیت به آرزوی نزدیکی و بهرهمندی از معشوق اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که اجازه دهد از زیباییها و نعمتهای او بهرهمند شود. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به عشق و آرزوی نزدیکی به معشوق است.
۲. یارب اندر کنف سایه ی آن سرو بلند / گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود:
خدایا، اگر من سوختهدل در سایهی آن سرو بلند (معشوق) برای لحظهای بنشینم، چه میشود؟ حافظ در این بیت به آرزوی آرامش در سایهی معشوق اشاره میکند. او از خداوند میخواهد که اجازه دهد در سایهی معشوق آرام گیرد. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به عشق و آرزوی آرامش در کنار معشوق است.
۳. آخر ای خاتم جمشید همایون آثار / گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود:
ای خاتم جمشید (معشوق) با آثار خوشیمن، اگر عکس تو بر نگین من بیفتد، چه میشود؟ حافظ در این بیت به آرزوی نزدیکی و بهرهمندی از معشوق اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که اجازه دهد عکس او بر نگینش نقش بندد. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به عشق و آرزوی جاودانگی در کنار معشوق است.
معنی بیت های پایانی
۴. واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید / من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود:
واعظ شهر (مردمگرای شهر) محبت به پادشاه و حاکم را انتخاب کرد، اگر من محبت به یک نگار (معشوق) را انتخاب کنم، چه میشود؟ حافظ در این بیت به انتخاب خود در عشق اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که اجازه دهد او محبت به معشوق را انتخاب کند. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به عشق و انتخاب آزادانهی آن است.
۵. عقلم از خانه به در رفت و گر می این است / دیدم از پیش که در خانه ی دینم چه شود:
عقل من از خانه بیرون رفت و اگر اینگونه است، از پیش خود دیدم که در خانهی دینم چه اتفاقی میافتد. حافظ در این بیت به از دست دادن عقل در عشق اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که اجازه دهد در خانهی دینش آرام گیرد. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به عشق و از دست دادن عقل در آن است.
۶. صرف شد عمر گرانمایه به معشوقه و می / تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود:
عمر گرانبهایم صرف معشوق و شراب شد، تا از آن چه به دست آورم و از این چه اتفاقی میافتد. حافظ در این بیت به گذران عمر در عشق و لذتهای زندگی اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که اجازه دهد از عمرش بهرهمند شود. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به عشق و لذتهای زندگی است.
۷. خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت / حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود:
خواجه (معشوق) دانست که من عاشقم و هیچ نگفت، اگر حافظ نیز بداند که من اینگونهام، چه میشود؟ حافظ در این بیت به عشق پنهان خود اشاره میکند. او از معشوق میخواهد که اجازه دهد عشقش آشکار شود. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به عشق پنهان و آرزوی آشکار شدن آن است.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.