گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود

حافظ-غزل شماره 227
گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود
رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر است
حیوانی که ننوشد می و انسان نشود
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض
ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود
اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
که به تلبیس و حیل دیو مسلمان نشود
عشق میورزم و امید که این فن شریف
چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود
دوش میگفت که فردا بدهم کام دلت
سببی ساز خدایا که پشیمان نشود
حسن خلقی ز خدا میطلبم خوی تو را
تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود
ذره را تا نبود همت عالی حافظ
طالب چشمه ی خورشید درخشان نشود
معنی بیت های نخستین
۱. گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود / تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود:
اگرچه برای واعظ شهر (مردمگرای شهر) این سخن آسان نیست، تا زمانی که ریا و تظاهر نکند، مسلمان واقعی نمیشود. حافظ در این بیت به نقد ریا و تظاهر در دینداری اشاره میکند. او از واعظ شهر میخواهد که بدون ریا و تظاهر، مسلمان واقعی باشد. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به صداقت و دوری از ریا در دین است.
۲. رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر است / حیوانی که ننوشد می و انسان نشود:
رندی بیاموز و کرم کن، زیرا این کار چندان هنر بزرگی نیست. حیوانی که شراب ننوشد، انسان نمیشود. حافظ در این بیت به اهمیت رندی و کرم در زندگی اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که با رندی و کرم زندگی کند، زیرا این کار چندان دشوار نیست. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به زندگی آزاد و رها از قید و بندها است.
۳. گوهر پاک بباید که شود قابل فیض / ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان نشود:
گوهر پاک باید باشد تا قابل فیض و برکت شود، وگرنه هر سنگ و گلی مروارید و مرجان نمیشود. حافظ در این بیت به اهمیت پاکی و خلوص در دریافت فیض و برکت اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که پاک و خالص باشد تا بتواند از فیض الهی بهرهمند شود. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به پاکی و خلوص در زندگی است.
۴. اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش / که به تلبیس و حیل دیو مسلمان نشود:
اسم اعظم (نام بزرگ خداوند) کار خود را میکند، ای دل خوش باش، زیرا با فریب و حیله، دیو مسلمان نمیشود. حافظ در این بیت به قدرت اسم اعظم و بینیازی از فریب و حیله اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که به قدرت خداوند ایمان داشته باشد و از فریب و حیله دوری کند. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به ایمان و توکل به خداوند است.
معنی بیت های پایانی
۵. عشق میورزم و امید که این فن شریف / چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود:
من عشق میورزم و امیدوارم که این هنر شریف، مانند هنرهای دیگر، باعث محرومیت نشود. حافظ در این بیت به عشق و امیدواری خود اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که عشق را به عنوان یک هنر شریف بپذیرد و امیدوار باشد که این عشق باعث محرومیت نشود. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به عشق و امیدواری است.
۶. دوش میگفت که فردا بدهم کام دلت / سببی ساز خدایا که پشیمان نشود:
دیشب معشوق گفت که فردا آرزوی دلت را برآورده میکنم، خدایا سببی فراهم کن که او پشیمان نشود. حافظ در این بیت به وعدهی معشوق و آرزوی برآورده شدن آن اشاره میکند. او از خداوند میخواهد که شرایطی فراهم کند که معشوق از وعدهی خود پشیمان نشود. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به وعدهها و آرزوها است.
۷. حسن خلقی ز خدا میطلبم خوی تو را / تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود:
من از خداوند حسن خلق و خوی تو را میخواهم، تا دیگر خاطر ما از تو پریشان نشود. حافظ در این بیت به آرزوی داشتن حسن خلق و خوی معشوق اشاره میکند. او از خداوند میخواهد که معشوق را با حسن خلق و خوی نیکو عطا کند تا خاطر او پریشان نشود. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به حسن خلق و آرامش در روابط است.
۸. ذره را تا نبود همت عالی حافظ / طالب چشمه ی خورشید درخشان نشود:
ذرهای که همت عالی نداشته باشد، هرگز طالب چشمهی خورشید درخشان نمیشود. حافظ در این بیت به اهمیت همت و ارادهی بلند در رسیدن به اهداف اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که همت عالی داشته باشد تا بتواند به اهداف بزرگ دست یابد. این بیت نشاندهندهی نگاه حافظ به همت و ارادهی بلند در زندگی است.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



