آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی

حافظ-غزل شماره 436
آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی
گردون ورق هستی ما درننوشتی
هر چند که هجران ثمر وصل برآرد
دهقان جهان کاش که این تخم نکشتی
آمرزش نقد است کسی را که در اینجا
یاری ست چو حوری و سرایی چو بهشتی
در مصطبه ی عشق تنعّم نتوان کرد
چون بالش زر نیست بسازیم به خشتی
مفروش به باغ ارم و نخوت شدّاد
یک شیشه می و نوش لبیّ و لب کشتی
تا کی غم دنیای دنی ای دل دانا
حیف است ز خوبی که شود عاشق زشتی
آلودگی خرقه خرابیّ جهان است
کو راهروی اهل دلی پاک سرشتی
از دست چرا هشت سر زلف تو حافظ
تقدیر چنین بود چه کردی که نهشتی
معنی و تفسیر بیت های نخستین:
1.آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی / گردون ورق هستی ما درننوشتی:
حافظ در این بیت از معشوقی با خط خوش (غالیه خط) سخن میگوید و آرزو میکند که اگر معشوق به سوی او نامهای مینوشت، آسمان (گردون) ورق هستی او را خالی نمیگذاشت. این بیت نشاندهندهٔ اشتیاق حافظ برای ارتباط با معشوق است.
2.هر چند که هجران ثمر وصل برآرد / دهقان جهان کاش که این تخم نکشتی:
در این بیت، حافظ از هجران (جدایی) سخن میگوید و میگوید که هر چند هجران ثمر وصل (نتیجهٔ وصال) را به همراه دارد، اما آرزو میکند که دهقان جهان (خدا یا تقدیر) این تخم (هجران) را نمیکاشت. این بیت نشاندهندهٔ درد هجران و آرزوی وصال است.
3.آمرزش نقد است کسی را که در اینجا / یاری ست چو حوری و سرایی چو بهشتی:
حافظ در این بیت میگوید که آمرزش نقد (فوری) برای کسی است که در این دنیا یاری مانند حور (فرشته) و خانهای مانند بهشت دارد. این بیت نشاندهندهٔ ارزش داشتن یار و مکان آرامشبخش است.
4.در مصطبه ی عشق تنعّم نتوان کرد / چون بالش زر نیست بسازیم به خشتی:
در این بیت، حافظ از مصطبه (محل استراحت) عشق سخن میگوید و میگوید که در عشق نمیتوان تنعم (آسایش) کرد، زیرا بالش زر (ثروت) نیست و باید به خشتی (ساده) بسازیم. این بیت نشاندهندهٔ سادگی و بیتکلفی در عشق است.
معنی و تفسیر بیت های پایانی:
5.مفروش به باغ ارم و نخوت شدّاد / یک شیشه می و نوش لبیّ و لب کشتی:
حافظ در این بیت از باغ ارم (بهشت) و نخوت شداد (غرور) سخن میگوید و میگوید که اینها را نفروش و به جای آن یک شیشه می و نوش لبی (لب معشوق) را انتخاب کن. این بیت نشاندهندهٔ ارزش لذتهای ساده و عشق است.
6.تا کی غم دنیای دنی ای دل دانا / حیف است ز خوبی که شود عاشق زشتی:
در این بیت، حافظ به دل خود خطاب میکند و میگوید که تا کی باید غم دنیا را خورد؟ او میگوید که حیف است از خوبی که عاشق زشتی شود. این بیت نشاندهندهٔ نقد دنیای مادی و ارزش عشق است.
7.آلودگی خرقه خرابیّ جهان است / کو راهروی اهل دلی پاک سرشتی:
حافظ در این بیت از آلودگی خرقه (جامهٔ عرفانی) و خرابی جهان سخن میگوید و میپرسد که کجاست راهروی اهل دلی که پاک سرشت باشد؟ این بیت نشاندهندهٔ جستوجوی انسانهای پاکسرشت در دنیای آلوده است.
8.از دست چرا هشت سر زلف تو حافظ / تقدیر چنین بود چه کردی که نهشتی:
حافظ در این بیت از سر زلف معشوق سخن میگوید و میپرسد که چرا سر زلف معشوق او را به دست تقدیر سپرده است؟ او میگوید که تقدیر چنین بود و تو چه میتوانستی بکنی که نگذاری؟ این بیت نشاندهندهٔ تسلیم در برابر تقدیر است.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



