از من جدا مشو که توام نور دیدهای

حافظ-غزل شماره 424
از من جدا مشو که توام نور دیدهای
آرام جان و مونس قلب رمیدهای
از دامن تو دست ندارند عاشقان
پیراهن صبوری ایشان دریدهای
از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک
در دلبری به غایت خوبی رسیدهای
منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان
معذور دارمت که تو او را ندیدهای
آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا
بیش از گلیم خویش مگر پا کشیدهای
معنی و تفسیر بیت های نخستین:
1.از من جدا مشو که توام نور دیدهای / آرام جان و مونس قلب رمیدهای:
حافظ در این بیت از معشوقی سخن میگوید که نور دیدهاش (چشمهایش) است. او میگوید که معشوق آرام جان و مونس قلب رمیده (گریزان) اوست. این بیت نشاندهندهٔ اهمیت معشوق در آرامش و تسلی عاشق است.
2.از دامن تو دست ندارند عاشقان / پیراهن صبوری ایشان دریدهای:
در این بیت، حافظ از دامن معشوق سخن میگوید و میگوید که عاشقان دست از دامن او برنمیدارند. او میگوید که معشوق پیراهن صبوری (صبر) آنها را دریده است. این بیت نشاندهندهٔ این است که عشق صبر عاشقان را از بین میبرد.
3.از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک / در دلبری به غایت خوبی رسیدهای:
حافظ در این بیت از چشم بخت (تقدیر) معشوق سخن میگوید و آرزو میکند که هیچ گزندی به او نرسد. او میگوید که معشوق در دلبری (عشقبازی) به غایت خوبی رسیده است. این بیت نشاندهندهٔ آرزوی خوشبختی برای معشوق است.
معنی و تفسیر بیت های پایانی:
4.منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان / معذور دارمت که تو او را ندیدهای:
در این بیت، حافظ از مفتی زمان (عالمان دینی) سخن میگوید و میگوید که او را از عشق منعم (بهرهمند) مکن. او میگوید که مفتی را معذور میدارد، زیرا او معشوق را ندیده است. این بیت نشاندهندهٔ این است که عشق را تنها کسانی درک میکنند که آن را تجربه کردهاند.
5.آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا / بیش از گلیم خویش مگر پا کشیدهای:
حافظ در این بیت از سرزنش دوست (معشوق) سخن میگوید و میگوید که این سرزنش بیش از گلیم خویش (تواناییهای خود) پا کشیده است. این بیت نشاندهندهٔ این است که سرزنشهای معشوق بیش از حد توان عاشق است.
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



