جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید-همراه با معنی و تفسیر

جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید


حافظ-غزل شماره 238

 

جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید

هلال عید در ابروی یار باید دید

شکسته گشت چو پشت هلال قامت من

کمان ابروی یارم چو وسمه بازکشید

مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت

که گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه درید

نبود چنگ و رباب و نبید و عود که بود

گل وجود من آغشته ی گلاب و نبید

بیا که با تو بگویم غم ملالت دل

چرا که بی تو ندارم مجال گفت و شنید

بهای وصل تو گر جان بود خریدارم

که جنس خوب مبصّر به هر چه دید خرید

چو ماه روی تو در شام زلف می‌دیدم

شبم به روی تو روشن چو روز می‌گردید

به لب رسید مرا جان و برنیامد کام

به سر رسید امید و طلب به سر نرسید

ز شوق روی تو حافظ نوشت حرفی چند

بخوان ز نظمش و در گوش کن چو مروارید


معنی بیت های نخستین

۱. جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید / هلال عید در ابروی یار باید دید:
جهان برای زیبایی عید، هلال ماه را مانند وسمه (خط چشم) بر ابرو کشید. هلال عید را باید در ابروی یار (معشوق) دید. این بیت به زیبایی معشوق و جشن عید اشاره دارد. حافظ می‌گوید زیبایی عید در ابروی معشوق نمایان است.

۲. شکسته گشت چو پشت هلال قامت من / کمان ابروی یارم چو وسمه بازکشید:
قامت من مانند هلال ماه خمیده شد، چون ابروی معشوقم مانند کمان وسمه کشیده است. این بیت به زیبایی ابروی معشوق و تأثیر آن بر شاعر اشاره دارد. حافظ از ابروی معشوق به عنوان نماد زیبایی و جذابیت یاد می‌کند.

۳. مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت / که گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه درید:
گویی نسیم خط تو (خط خوشنویسی یا موهای معشوق) صبح‌گاه در چمن گذشت، چرا که گل به بوی تو لباس صبحگاهی بر تن کرد. این بیت به زیبایی و تأثیر معشوق بر طبیعت اشاره دارد. حافظ می‌گوید حتی گل‌ها تحت تأثیر بوی معشوق قرار گرفته‌اند.

معنی بیت های میانی

۴. نبود چنگ و رباب و نبید و عود که بود / گل وجود من آغشته ی گلاب و نبید:
چنگ و رباب و شراب و عود نبود، بلکه گل وجود من آغشته به گلاب و شراب بود. این بیت به لذت‌های معنوی و روحانی اشاره دارد. حافظ بیان می‌کند که لذت‌های واقعی در درون انسان است.

۵. بیا که با تو بگویم غم ملالت دل / چرا که بی تو ندارم مجال گفت و شنید:
بیا تا غم و اندوه دلم را با تو در میان بگذارم، چرا که بدون تو فرصتی برای گفت‌وگو ندارم. این بیت به درد دوری از معشوق اشاره دارد. حافظ می‌گوید تنها با معشوق می‌تواند درد دل کند.

۶. بهای وصل تو گر جان بود خریدارم / که جنس خوب مبصّر به هر چه دید خرید:
اگر بهای وصال تو جان باشد، من خریدارم، چرا که جنس خوب (معشوق) به هر چه نگاه کند، آن را می‌خرد. این بیت به ارزش وصال معشوق اشاره دارد. حافظ می‌گوید حتی جانش را برای رسیدن به معشوق می‌دهد.

معنی بیت های پایانی

۷. چو ماه روی تو در شام زلف می‌دیدم / شبت به روی تو روشن چو روز می‌گردید:
وقتی ماه‌روی تو را در میان موهای سیاه‌ات می‌دیدم، شب‌ها به خاطر تو مانند روز روشن می‌شد. این بیت به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر شاعر اشاره دارد. حافظ می‌گوید حتی شب‌ها با دیدن معشوق روشن می‌شود.

۸. به لب رسید مرا جان و برنیامد کام / به سر رسید امید و طلب به سر نرسید:
جانم به لب رسید، اما آرزویم برآورده نشد. امیدم به پایان رسید، اما طلبم به نتیجه نرسید. این بیت به ناامیدی و شکست در رسیدن به آرزوها اشاره دارد. حافظ بیان می‌کند که گاهی تلاش‌ها به نتیجه نمی‌رسند.

۹. ز شوق روی تو حافظ نوشت حرفی چند / بخوان ز نظمش و در گوش کن چو مروارید:
حافظ از شوق دیدار تو چند کلمه نوشت. آن را بخوان و مانند مروارید در گوش کن. این بیت به شعر و تأثیر آن اشاره دارد. حافظ می‌گوید شعرش مانند مروارید گران‌بهاست و باید با دقت شنیده شود.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤