نی قصه ی آن شمع چگل بتوان گفت (معنی+تفسیر) - ادبستان شعر پارسی

نی قصه ی آن شمع چگل بتوان گفت (معنی+تفسیر)

نی قصه ی آن شمع چگل بتوان گفت


حافظ-رباعی شماره 10

 

نی قصه ی آن شمع چگل بتوان گفت

نی حال دل سوخته دل بتوان گفت

غم در دل تنگ من از آن است که نیست

یک دوست که با او غم دل بتوان گفت

 


معنی بیت های شعر

۱. نی قصه ی آن شمع چگل بتوان گفت / نی حال دل سوخته دل بتوان گفت:
نه می‌توان حکایت آن شمعِ خوش‌چهره (معشوق) را بیان کرد، نه می‌توان حالِ دلِ سوخته و نالان را به زبان آورد. حافظ در این بیت به ناتوانیِ واژگان در توصیفِ زیباییِ معشوق و همچنین عظمتِ دردِ عاشق اشاره می‌کند، گویا این مفاهیم آنقدر ژرف هستند که در قالبِ کلام نمی‌گنجند.

۲. غم در دل تنگ من از آن است که نیست / یک دوست که با او غم دل بتوان گفت:
غمِ انباشته در دلِ تنگِ من از این روست که حتی یک دوستِ صمیمی هم نیست تا بتوانم رازِ دل را با او در میان بگذارم. این بیت، تنهاییِ مطلقِ شاعر را نشان می‌دهد؛ گویا در این جهانِ پهناور، حتی یک همدمِ دردآشنا وجود ندارد تا بارِ اندوه را با او تقسیم کند.


تفسیر شعر

 


رباعیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤