چشم تو که سحر بابل است استادش (معنی+تفسیر) - ادبستان شعر پارسی

چشم تو که سحر بابل است استادش (معنی+تفسیر)

چشم تو که سحر بابل است استادش


حافظ-رباعی شماره 24

 

چشم تو که سحر بابل است استادش

یارب که فسون ها برواد از یادش

آن گوش که حلقه کرد در گوش جمال

آویزه ی دُر ز نظم حافظ بادش

 


معنی بیت های شعر

1. چشم تو که سحر بابل است استادش / یارب که فسون ها برواد از یادش:
چشم تو چنان افسونگر و جادویی است که گویی سحر بابل (نماد افسونگری) را به کمال می‌شناسد. ای خداوند، کاش این جادوها و فریب‌ها از یادش برود و پاک شود. حافظ در این بیت به قدرت مسحورکننده نگاه معشوق اشاره می‌کند و آرزو می‌کند که این افسون‌ها از یاد بروند تا دل از بند آن رها شود.

2. آن گوش که حلقه کرد در گوش جمال / آویزه ی دُر ز نظم حافظ بادش:
آن گوشی که به زیبایی و کمال (معشوق) پیوسته است، باید آویزه‌ای از مرواریدهای شعر حافظ شود. این بیت نشان‌دهنده آرزوی حافظ است که سخنش چون گوهری ارزشمند در گوش جان شنونده بماند و جاودان شود.


تفسیر شعر

 


رباعیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤