بایگانی‌های مهستی گنجوی - صفحه 9 از 27 - ادبستان شعر پارسی

دی خوش پسری بدیدم اندر زوزن

مهستی گنجوی – رباعی شماره 222 دی خوش پسری بدیدم اندر زوزن گر لاف زنی ز خوبرویان زو زن او بر دل من رحم نکرد یک سوزن(1) خود دود دل منش ستاند زو زن واژگان دشوار : 1-این مصراع در برخی منابع بدین صورت نیز آمده است : او بر دل من رحم نکرد و … ادامه

دوش از غم هجرت ای بت عهدشکن

مهستی گنجوی – رباعی شماره 220 (1) دوش از غم هجرت ای بت عهدشکن چون دوست همی گریست بر من دشمن از بس که من از عشق تو می‌نالیدم تا روز همی سوخت دل شمع به من واژگان دشوار:1– این شعر در نزهة المجالس به ” سیداشرف ” منسوب است .  

در درج عقیق دُر منظومش بین

مهستی گنجوی – رباعی شماره 218 (1) در درج عقیق دُر منظومش بین بر سطح قمر نقطه ی موهومش بین از قامت چون سدره ی او طوبی لک چون درگذرد مقام معلومش بین واژگان دشوار : 1-این رباعی در بیاض تاج الدین احمد وزیر به مهستی نسبت داده شده است.  

در دام غم تو خسته ای نیست چو من

مهستی گنجوی – رباعی شماره 217 (1) در دام غم تو خسته ای نیست چو من وز جور تو دلشکسته ای نیست چو من برخاستگان عشق تو بسیارند لیکن به وفا نشسته ای نیست چو من واژگان دشوار: 1-این شعر در دیوان انوری نیز آمده است !  

بر یاد تو بی تو این جهان گذران

مهستی گنجوی – رباعی شماره 215 (1) بر یاد تو بی تو این جهان گذران بگذاشتم و تو هستی از بی‌خبران دست از تو بشستم و نشستم به کران چون بی تو گذشت، بگذرد بی دگران واژگان دشوار: 1-این شعر در دیوان رشید وطواط نیز آمده است !  

با درد تو نیست روی درمان دیدن

مهستی گنجوی – رباعی شماره 213 (1) با درد تو نیست روی درمان دیدن دشوار بود وصل تو آسان دیدن من دوش به خواب دیده ام زلف تو را گویی چه بود خواب پریشان دیدن واژگان دشوار: 1-این شعر در نزهة المجالس به نام دختر سالار آمده است.