بایگانی‌های مهستی گنجوی - صفحه 10 از 27 - ادبستان شعر پارسی

افتاد ز محنت من آوازه برون

مهستی گنجوی – رباعی شماره 209 (1) افتاد ز محنت من آوازه برون ای خانه ی مهر تو ز دروازه برون ز اندازه برون است ز جور تو غمم فریاد ازین غمّ ز اندازه برون واژگان دشوار:1-این شعر به محی الدین بن محمد نیشابوری نیز منسوب است !  

یک دست به مصحفیم و یک دست به جام

مهستی گنجوی – رباعی شماره 206 (1) یک دست به مصحفیم و یک دست به جام گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام ماییم در این گنبد ناپخته ی خام نه کافر مطلق نه مسلمان تمام واژگان دشوار : 1-این رباعی را برخی به خیام نسبت داده اند، برخی به مجیرالدین بیلقانی و برخی دیگر … ادامه

هم مستم وهم غلام سرمستانم 

مهستی گنجوی – رباعی شماره 205 (1) هم مستم وهم غلام سرمستانم بیزار ز زهد و بنده ی ایمانم من بنده ی آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نستانم ! واژگان دشوار:1 – این رباعی را برخی به خیام نسبت داده اند، برخی نیز تنها بیت پایانی را سروده ی خیام می دانند. الله اعلم … ادامه

هر شب ز غمت تازه عذابی بینم

مهستی گنجوی – رباعی شماره 203 (1) هر شب ز غمت تازه عذابی بینم در دیده به جای خواب آبی بینم وآنگه که چو نرگس تو خوابم ببرد آشفته تر از زلف تو خوابی بینم واژگان دشوار:1-این شعر در نزهة المجالس به کمال اسماعیل منسوب است .  

من عهد تو سخت سست می دانستم

مهستی گنجوی – رباعی شماره 201 (1) من عهد تو سخت سست می دانستم بشکستن آن درست می دانستم این دشمنی ای دوست که با من ز جفا آخر کردی، نخست می دانستم واژگان دشوار:1– این شعر در برخی منابع به سلطان علاالدین محمد خوارزمشاه منسوب است.