بایگانی‌های غزل ملاهادی - صفحه 6 از 16 - ادبستان شعر پارسی

ای قامت تو سرو لب جویبار دل

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 129 ای قامت تو سرو لب جویبار دل وی طلعت تو صورت باغ و بهار دل افکنده عقد زلف تو در کار جان گره در طره ی تو تیره شده روزگار دل کو نگهتی ز گیسوی مشکین او صبا کز حد گذشت بر سر ره انتظار دل نی از … ادامه

فلک دوران زند بر محور دل

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 128 فلک دوران زند بر محور دل وجود هر دو عالم مظهر دل اگر اکسیر درد عشق خواهی بیا شو از گدایان در دل هر آن کالا که در بازار عشق است بجو سرمایه اش از کشور دل هر آن نقشی که بر لوح از قلم رفت نوشته دست … ادامه

چه شوری بود یاران بر سر دل

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 127 چه شوری بود یاران بر سر دل ز غم گویی سرشته پیکر دل نریزد ساقی بزم محبت به جز خوناب غم در ساغر دل به جز سوزش نسازد هیچ باطبع گلستان خلیل است آذر دل بر آتش پاره ها برمیفشاند مگر بال سمندر شد پر دل نشد افسرده … ادامه

زدی مشاطه ات شانه به سنبل

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 126 زدی مشاطه ات شانه به سنبل که می آرد صبا بوی قرنفل ببین از تاب می بر عارضش خوی چو شبنم صبحدم بنشسته بر گل چه سازم با دلی کو را نباشد نه تاب التفات و نی تغافل زدندی خوشه چینان تو آتش مرا در خرمن صبر و … ادامه

ای که ریزی به دل ریشم از آن حقه نمک

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 125 ای که ریزی به دل ریشم از آن حقه نمک حقه بازی ز دهان تو بیاموخت فلک جلوه گر چون بخرامی تو بود ذکر ملک بهر پاس تو زهر چشم “یداللّه معک” یک طرف ریخته از بی گنهان خون و ز مکر یکسو آویخته از طره چو زهاد … ادامه

به تیغم گر نمایی سینه صد چاک

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 124 به تیغم گر نمایی سینه صد چاک فوادی یبتغیک القلب یهواک تو هرگز گر نمی آری ز من یاد فانی طول عمری لست انساک ز سر تا پا همه حسن و ملاحت تعالی من بهذا الحسن سوّاک تو را سرو چمن گفتن زهی ظلم و ما بدر الدیاجی … ادامه

هان وامگیر رخش طلب یک زمان ز تک

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 123 هان وامگیر رخش طلب یک زمان ز تک تا بگذری ز دانش اسما تو از ملک گر ترک نفس گیری و فرمان حق بری فرمانبرت شود ز سما جمله تا سمک دُرّ گران عشق به دست آر ار کسی ورنه چه سود خرقه و دستار با حنک در … ادامه

دل هیکل توحید است دل مظهر ذات حق

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 122 دل هیکل توحید است دل مظهر ذات حق دل منبع تجرید است دل مظهر ذات حق دل عرش مجید او دیدش همه دید او کو دید و ندید او دل مظهر ذات حق تختی به صفات شه کی بود و که شد آگه جز درگه این خرگه دل … ادامه

نقش دیوان قضا آیتی از دفتر عشق

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 121 نقش دیوان قضا آیتی از دفتر عشق آسمان بی سر و پایی بود از کشور عشق نه همین سینه بر آتش زده ی اوست خلیل که به هر گوشه بسی سوخته از آذر عشق شرر سینه ی ما گر چه گرفتی آفاق با همه سوز بود اخگری از … ادامه

ای به کوی عافیت برداشته آهنگ عشق

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 120 ای به کوی عافیت برداشته آهنگ عشق بین عقاب عقل را چون صعوه ای در چنگ عشق ای بلی گوی صلاخوان سرخوان بلا جان بکن بدرود! بین منصورها آونگ عشق جان و ایمان، عقل و دانش، کی بیاید در حساب؟ چون نهد در شه نشین بزم، دل اورنگ … ادامه

ساقی بیا که عمر گرانمایه شد تلف

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 119 ساقی بیا که عمر گرانمایه شد تلف دایم نخواهد این دُر جان ماند در صدف طفلی است جان و مهد تن او را قرارگاه چون گشت راهرو فکند مهد یک طرف در تنگنای بیضه بود جوجه از قصور پر زد سوی قصور چو شد طایر شرف ز آغاز … ادامه

جدا شد از بر من یار گلعذار دریغ

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 118 جدا شد از بر من یار گلعذار دریغ دریغ از ستم چرخ بیم دار دریغ نمود ساکن بیت الحزن چو یعقوبم ربود یوسف من گرگ روزگار دریغ چمن شگفت و مرا عقده ای ز دل نگشود گلی نچیدم و بگذشت نوبهار دریغ معلمی که ورق پیش من نهاد … ادامه