بایگانی‌های غزل ملاهادی - صفحه 16 از 16 - ادبستان شعر پارسی

ای نام خوش تو بر زبان‌ها

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 9 ای نام خوش تو بر زبان‌ها وی یاد تو زینت بیان‌ها از مهر رخت چو ذره هستند در رقص و سماع آسمان‌ها مرغان ترانه‌سنج خوانند وصف رخ تو به بوستان‌ها اندر ره عشق بی‌سرانجام دریاهایی است بیکران‌ها ای دل بشتاب زانکه رفتند زین کاخ مجاز کاروان‌ها از سروری … ادامه

گرفته سبزه و گل روی صحرا

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 8 گرفته سبزه و گل روی صحرا سقاک اللّه ساقی هات خمراً ز هجرانت بسوزیم و بسازیم لعل اللّه یحدث بعد امراً وفا در عهد حسنت گشته نایاب احسن العهد للحسناه یدری ز لعلت جرعه ای روزی چشیدیم فاحسوا من دمآء القلب دهراً دلم بگداخت از سوز فراقت فاجفانی … ادامه

ای قد تو سرو بوستان‌ها

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 7 ای قد تو سرو بوستان‌ها وی روی تو ماه آسمان‌ها گل جیب دریده تا فتاده آوازه ی تو به گلستان‌ها خوبان به جهان بسی بود لیک آن تو کجا و آن آنها صبری بده ای خدا به بلبل یا مرحمتی به باغبان‌ها برگوی تو از سگان مایی تا … ادامه

از آن زلف پریشانیم چون سنبل پریشان‌ها

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 6 از آن زلف پریشانیم چون سنبل پریشان‌ها وز آن چاک گریبانیم چاک اندر گریبان‌ها چو یک معنی که پوشانی به گوناگون عباراتی حجار پرتو رخساره ی جانانه شد جان‌ها مریض کشور عشقم عجب نبود اگر باشد مرا بالین ز خاره بستر از ریگ بیابان‌ها نگردد گرد نعش زهرآلودم … ادامه

دل بسته نقش، چهره ی دلدار خویش را

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 5 دل بسته نقش، چهره ی دلدار خویش را دارد دیار صورت دیّار خویش را هم تیره طبع خاکی و هم نور نور پاک بنگر ز خویش نور خود و نار خویش را پیمان همی شکستی و بیگانه خوشدی ز اغیار فرق می نکنی یار خویش را بر خویش … ادامه

رشته ی تسبیح بگسستیم ما

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 4 رشته ی تسبیح بگسستیم ما بر میان زنار بربستیم ما جز غمت کو بود با ما همنفس در به روی جملگی بستیم ما پیشه ی ما رندی و میخوارگی ست شیشه ی ناموس بشکستیم ما بوالعجب بین بی می و مطرب تمام همچو چشم مست او مستیم ما … ادامه

تغییری ای صنم بده اطوار خویش را

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 3 تغییری ای صنم بده اطوار خویش را مپسند بر من این همه آزار خویش را هرگز نیامدی و تسلی دهم چو طفل هر دم ز مقدمت دل بیمار خویش را پرمایه را نظر به فرومایه عیب نیست یکره ببین ز لطف خریدار خویش را مرغان ز آشیانه برون … ادامه

ای که پنداری که نبود حشمت و جاهی تو را

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 2 ای که پنداری که نبود حشمت و جاهی تو را هست شرق و غرب عالم ماه تا ماهی تو را از پی اش تا چند گردی کو به کو و در به در رو به خویش آور که هست از خود به او راهی تو را گام نه … ادامه

الا یا ایها الورقی ثری تثوی اطلعن عنها

حاج ملاهادی سبزواری – غزل شماره 1 الا یا ایها الورقی ثری تثوی اطلعن عنها (!) که اندر عالم قدسی تو را باشد نشیمن‌ها قداستوکرت فی مهوی العواسق عن وری صفحا خوشا وقتی که بودت با هم‌آوازان پریدن‌ها برون آی از حجاب تن بپر بر ساحت گلشن کنی تا چند از روزن نظر بر طرف … ادامه