گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک
فخرالدین عراقی- غزل شماره 149 گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک زمینیان همه دامن کشند بر افلاک به من نگر، که به من ظاهر است حُسن رخت شعاع خور ننماید، اگر نباشد خاک دل من آینهٔ توست، پاک میدارش که روی پاک نماید، بوَد چو آینه پاک لبی تو بر لب من نه، بیار … ادامه



