بایگانی‌های غزلیات عراقی - صفحه 26 از 26 - ادبستان شعر پارسی

ندیدم در جهان کامی دریغا

فخرالدین عراقی- غزل شماره 5  ندیدم در جهان کامی دریغا بماندم بی­ سرانجامی دریغا گوارنده نشد از خوان گیتی مرا جز غصه ‌­آشامی دریغا نشد از بزم وصل خوبرویان نصیب بخت من جامی دریغا مرا دور از رخ دلدار دردی است که آنرا نیست آرامی دریغا فرو شد روز عمر و بر نیامد از آن … ادامه

کشیدم رنج بسیاری دریغا

فخرالدین عرلقی- غزل شماره 4  کشیدم رنج بسیاری دریغا به کام من نشد کاری دریغا به عالم، در که دیدم باز کردم ندیدم روی دلداری دریغا شدم نومید کاندر چشم امید نیامد خوب رخساری دریغا ندیدم هیچ گلزاری به عالم که در چشمم نزد خاری دریغا مرا یاری است کز من یاد نارد که دارد … ادامه

این حادثه بین که زاد ما را

فخرالدین عراقی- غزل شماره 3 این حادثه بین که زاد ما را وین واقعه کاوفتاد ما را آن یار، که در میان جان است بر گوشهٔ دل نهاد ما را در خانهٔ ما نمی ‌نهد پای از دست مگر بداد ما را؟ روزی به سلام یا پیامی آن یار نکرد یاد ما را دانست که … ادامه

ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا

فخرالدین عراقی- غزل شماره 2  ای مرا یک  بارگی از خویشتن کرده جدا گر بدآن شادی که دور از تو بمیرم مرحبا دل ز غم رنجور و تو فارغ ازو وز حال او بازپرس آخر که: چون شد حال آن بیمار ما؟ شب خیالت گفت با جانم که: چون شد حال دل؟ نعره زد جانم … ادامه

هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا

فخرالدین عراقی- غزل شماره 1 هر سحر صد ناله و زاری کنم پیش صبا تا ز من پیغامی آرد بر سر کوی شما باد می ‌پیمایم و بر باد عمری می ‌دهم ورنه بر خاک درِ تو ره کجا یابد صبا؟ چون ندارم همدمی، با باد می‌ گویم سخن چون نیابم مرهمی، از باد می‌ … ادامه