بادا بشارت دل محنت شناس ما
عرفی شیرازی- غزل شماره 20 بادا بشارت دل محنت شناس ما کامد غمی بکندن شهر حواس ما ای خوشدلی بسوزکه دشت ملامت است آرایش عنان دل بیهراس ما ای عیش تلخ شو که ز جام قبول عشق مست تبسّم است لبِ التماسِ ما از بهر عقل نوحه گر ایمان و دین، که کو آن شحنه … ادامه



