آسمان هر ستمی با من می خواره کند
سحاب اصفهانی – غزل شماره 171 آسمان هر ستمی با من می خواره کند می فروشش به یکی جرعه ی می چاره کند عجب این است که گردیده به مویی در بند دل دیوانه که صد بند گران پاره کند اشک من با دل این سنگدلان می پنداشت که تواند اثری کرد که با خاره … ادامه



