خواب راحت شد از آن دیده که سوی تو فتاد

سحاب اصفهانی – غزل شماره 169

خواب راحت شد از آن دیده که سوی تو فتاد

خون فشان ماند نگاهی که به روی تو فتاد

هر که افتاد ز پا خواست که دستش گیرند

مگر آن کس که ز پا بر سر کوی تو فتاد

هر شراری که بر افتاد ز دل‌ها به جهان

در حقیقت همه از شعله ی خوی تو فتاد

چشم بدخواه به رویم ز ترحم که نکرد

مگرش دیده به رخسار نکوی تو فتاد

قسمت این بود که از خشک لبی جان سپرد

تشنه کامی که رهش بر سر کوی تو فتاد

چیست جرم تو که با عدل شهنشاه سحاب

سنگ جور همه خوبان به سبوی تو فتاد

کامران فتحعلی شه که غبار در او

رشک فرمای خط غالیه‌بوی تو فتاد

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها