بایگانی‌های قصاید و قطعات رودکی - صفحه 5 از 11 - ادبستان شعر پارسی

دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام

رودکی قصاید و قطعات – شماره 79 دریغم آید خواندن گزاف وار دو نام بزرگوار دو نام از گزاف خواندن عام یکی که خوبان را یکسره نکو خوانند دگر که: عاشق گویند عاشقان را نام دریغم آید چون مر ترا نکو خوانند دریغم آید چون بر رهیت عاشق نام مرا دلیست که از غمگنی چو … ادامه

کسان که تلخی زهر طلب نمی‌دانند

رودکی قصاید و قطعات – شماره 78 کسان که تلخی زهر طلب نمی‌دانند ترش شوند و بتابند رو ز اهل سوال ترا که می‌شنوی طاقت شنیدن نیست مرا که می‌طلبم خود چگونه باشد حال؟ شکفت لاله تو زیغال بشکفان که همی به دور لاله به کف برنهاده به، زیغال  

زان می، که گر سرشکی ازان درچکد به نیل

رودکی قصاید و قطعات – شماره 76 زان می، که گر سرشکی ازان درچکد به نیل صد سال مست باشد از بوی او نهنگ آهو به دشت اگر بخورد قطره‌ای ازو غرنده شیر گردد و نندیشد از پلنگ  

بسا که مست در این خانه بودم وشادان

رودکی قصاید و قطعات – شماره 75   بسا که مست در این خانه بودم وشادان چنان که جاه من افزون بد از امیر و ملوک کنون همانم و خانه همان و شهر همان مرا نگویی کز چه شدست شادی سوک؟  

رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور

رودکی قصاید و قطعات – شماره 73   رهی سوار و جوان و توانگر از ره دور به خدمت آمد، نیکو سگال و نیک اندیش پسند باشد مر خواجه را پس از ده سال که: باز گردد پیر و پیاده و درویش؟  

کاروان شهید رفت از پیش

رودکی قصاید و قطعات – شماره 72   کاروان شهید رفت از پیش وآن ما رفته گیر و می‌اندیش از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش توشه ی جان خویش ازو بربای پیش کایدت مرگ پای آگیش آن چه با رنج یافتیش و بذل تو به آسانی از گزافه مدیش … ادامه

گر نه بدبختمی، مرا که فگند؟

رودکی قصاید و قطعات – شماره70   گر نه بدبختمی، مرا که فگند؟ به یکی جاف جاف زود غرس او مرا پیش شیر بپسندد من نتاوم برو نشسته مگس گرچه نامردمست، مهر و وفاش نشود هیچ از این دلم یرگس گیردی آب جوی رز پندام چون بود بسته بنک راه ز خس