بایگانی‌های قصاید و قطعات رودکی - ادبستان شعر پارسی

دل تنگ مدار، ای ملک، از کار خدایی

رودکی قصاید و قطعات – شماره 126   دل تنگ مدار، ای ملک، از کار خدایی آرام و طرب رامده از طبع جدایی صد بار فتادست چنین هر ملکی را آخر برسیدند به هر کام روایی آن کس که ترا دید و ترا بیند در جنگ داند که: تو با شیر به شمشیر درآیی این … ادامه

ای بر همه میران جهان یافته شاهی

رودکی قصاید و قطعات – شماره 125   ای بر همه میران جهان یافته شاهی می خور، که بد اندیش چنان شد که تو خواهی می خواه، که بدخواه به کام دل تو گشت وز بخت بد اندیش تو آورد تباهی شد روزه و تسبیح و تراویح به یک جای عید آمد و آمد می … ادامه

بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی

رودکی قصاید و قطعات – شماره 124   بی قیمت است شکر از آن دو لبان اوی کاسد شد از دو زلفش بازار شاهبوی این ایغده سری به چه کار آید ای فتی در باب دانش این سخن بیهده مگوی تا صبر را نباشد شیرینی شکر تا بید را نباشد بویی چو دار بوی  

مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب

رودکی قصاید و قطعات – شماره 121   مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب چه آب جویم از جوی خشک یونانی؟ برای پرورش جسم جان چه رنجه کنم؟ که: حیف باشد روح القدس به سگبانی به حسن صوت چو بلبل مقید نظمم به جرم حسن چو یوسف اسیر زندانی بسی نشستم من با اکابر و … ادامه

آن که نماند به هیچ خلق خدایست

رودکی قصاید و قطعات – شماره 120   آن که نماند به هیچ خلق خدایست تو نه خدایی، به هیچ خلق نمانی روز شدن را نشان دهنده به خورشید باز مرو را به تو دهند نشانی هر چه بر الفاظ خلق مدحت رفتست یا برود، تا به روز حشر تو آنی  

بوی جوی مولیان آید همی

رودکی قصاید و قطعات – شماره 119   بوی جوی مولیان آید همی یاد یار مهربان آید همی ریگ آموی و درشتی راه او زیر پایم پرنیان آید همی آب جیحون از نشاط روی دوست خنگ ما را تا میان آید همی ای بخارا، شاد باش و دیر زی میر زی تو شادمان آید همی … ادامه

تا خوی ابر گل رخ تو کرده شبنمی

رودکی قصاید و قطعات – شماره 118     تا خوی ابر گل رخ تو کرده شبنمی شبنم شد‌ست سوخته چون اشک ماتمی ………………………………………..(1) کندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی کی مار ترسگین شود و گربه مهربان؟ گر موش ماژ و موژ کند گاه در همی صدر جهان، جهان همه تاریک شب شدست … ادامه