جهانا ! چه بینی تو از بچگان
رودکی قصاید و قطعات – شماره 7 جهانا ! چه بینی تو از بچگان که گه مادری و گاه مادندرا نه پاذیر باید تو را نه ستون نه دیوار خشت و نه زآهن درا
رودکی قصاید و قطعات – شماره 7 جهانا ! چه بینی تو از بچگان که گه مادری و گاه مادندرا نه پاذیر باید تو را نه ستون نه دیوار خشت و نه زآهن درا
رودکی قصاید و قطعات – شماره 6 پوپک دیدم به حوالی سرخس بانگک بر برده به ابر اندرا چادرکی دیدم رنگین برو رنگ بسی گونه بر آن چادرا ای پرغونه و باژگونه جهان مانده من از تو به شگفت اندرا
رودکی قصاید و قطعات – شماره 5 گرفت خواهم زلفین عنبرین ترا به بوسه نقشکنم برگ یاسمین ترا هر آن زمین که تو یک ره برو قدم بنهی هزار سجده برم خاک آن زمین ترا هزار بوسه دهم بر سخای نامه ی تو اگر ببینم بر مهر او نگین ترا به تیغ هندی گو : … ادامه
رودکی قصاید و قطعات – شماره 4 دلا ! تا کی همی جویی منی را ؟ چه داری دوست هرزه دشمنی را ؟ چرا جویی وفا از بی وفایی ؟ چه کوبی بیهده سرد آهنی را ؟ ایا سوسن بناگوشی ، که داری به رشک خویشتن هر سوسنی را یکی زین برزن نا راه … ادامه
رودکی قصاید و قطعات – شماره 3 به نام نیک تو ، خواجه ، فریفته نشوم که نام نیک تو دام است و زرقمر نان را کسی که دام کند نام نیک از پی نان یقین بدان تو که دام است نانش مر جان را
رودکی قصاید و قطعات- شماره 2 به حق نالم ز هجر دوست زارا سحرگاهان چو بر گلبن هزارا قضا ، گر داد من نستاند از تو ز سوز دل بسوزانم قضا را چو عارض برفروزی میبسوزد چو من پروانه بر گردت هزارا نگنجم در لحد ، گر زان که لختی نشینی بر مزارم سوکوارا … ادامه
رودکی قصاید و قطعات – شماره 1 گر من این دوستی تو ببرم تا لب گور بزنم نعره ولیکن ز تو بینم هنرا اثر میر نخواهم که بماند به جهان میر خواهم که بماند به جهان در اثرا هر که را رفت ، همی باید رفته شمری هر که را مرد ، همی باید … ادامه