به حق نالم ز هجر دوست زارا - ادبستان شعر پارسی % %

به حق نالم ز هجر دوست زارا

رودکی

قصاید و قطعات- شماره 2

 

به حق نالم ز هجر دوست زارا

سحرگاهان چو بر گلبن هزارا

قضا ، گر داد من نستاند از تو

ز سوز دل بسوزانم قضا را

چو عارض برفروزی می‌بسوزد

چو من پروانه بر گردت هزارا

نگنجم در لحد ، گر زان که لختی

نشینی بر مزارم سوکوارا

جهان این است و چونینست تا بود

و همچونین بود اینند ، یارا

به یک گردش به شاهنشاهی آرد

دهد دیهیم و تاج و گوشوارا

توشان زیر زمین فرسوده کردی

زمین داده بر ایشان بر زغارا

از آن جان تو لختی خون فسرده

سپرده زیر پای اندر سپارا

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤