
رودکی
قصاید و قطعات – شماره 72
کاروان شهید رفت از پیش
وآن ما رفته گیر و میاندیش
از شمار دو چشم یک تن کم
وز شمار خرد هزاران بیش
توشه ی جان خویش ازو بربای
پیش کایدت مرگ پای آگیش
آن چه با رنج یافتیش و بذل
تو به آسانی از گزافه مدیش
خویش بیگانه گردد از پی سود
خواهی آن روز مزد کمتر دیش
گرگ را کی رسد ملامت شیر
باز را کی رسد نهیب شخیش؟