بایگانی‌های قصاید و قطعات رودکی - صفحه 6 از 11 - ادبستان شعر پارسی

زندگانی چه کوته و چه دراز

رودکی قصاید و قطعات – شماره 66   زندگانی چه کوته و چه دراز نه به آخر بمرد باید باز؟ هم به چنبر گذار خواهد بود این رسن را، اگر چه هست دراز خواهی اندر عنا و شدت زی خواهی اندر امان به شدت و ناز این همه باد و بود تو خوابست خواب را … ادامه

زیرش عطارد، آن که نخوانیش جز دبیر

رودکی قصاید و قطعات – شماره 65   زیرش عطارد، آن که نخوانیش جز دبیر یک نام او عطارد و یک نام اوست تیر عاجز شود ز اشک دو چشم و غریو من ابر بهارگاهی و بختور در مطیر گیتی چو گاو نیک دهد شیر مر ترا خود باز بشکند به کرانه خنور شیر  

همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع

رودکی قصاید و قطعات – شماره 64     همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع همی بدادی تا در ولی نماند فقیر بسا کسا که بره‌ است و فرخشه بر خوانش بسا کسا که جوین نان همی نیابد سیر مبادرت کن و خامش مباش چندینا اگرت بدره رساند همی به بدر منیر  

وقت شبگیر بانگ ناله ی زیر

رودکی قصاید و قطعات – شماره 62   وقت شبگیر بانگ ناله ی زیر ……………………………. (1) دوستا،آن خروش بربط تو خوشتر آید به گوشم از تکبیر زاری زیر و این مدار شگفت گر ز دشت اندر آورد نخجیر تن او تیر نه، زمان به زمان به دل اندر همی‌گذارد تیر گاه گریان و گه بنالد … ادامه

ای خواجه، این همه که تو خود می‌دهی شمار

رودکی قصاید و قطعات – شماره 58   ای خواجه، این همه که تو خود می‌دهی شمار بادام تر و سیکی و بهمان و باستار مارست این جهان و جهان جوی مارگیر از مارگیر مار برآرد همی دمار  

اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت

رودکی قصاید و قطعات – شماره 56   اگر گل آرد بار آن رخان او، نه شگفت هر آینه چو همه می‌خورد گل آرد بار به زلف کژ ولیکن به قد و قامت راست به تن درست ولیکن به چشمکان بیمار