عجب عجب که تو را یاد دوستان آمد
رهی معیری – غزلیات شماره 53 دوستان ( 1 ) عجب عجب که تو را یاد دوستان آمد درآ درآ، که ز تو کار ما به جان آمد مبر مبر، خور و خوابم ز داغ هجران بیش مکن مکن، که غمت سود و دل، زیان آمد چه می کنی، به چه مشغولی و چه می … ادامه



