تو را خبر ز دل بیقرار باید و نیست
رهی معیری – غزلیات شماره 41 گریه ی بی اختیار تو را خبر ز دل بیقرار باید و نیست غم تو هست، ولی غمگسار باید و نیست اسیر گریه ی بیاختیار خویشتنم فغان که در کف من اختیار باید و نیست چو شام غم، دلم اندوهگین نباید و هست چو صبحدم، نفسم بیغبار باید و … ادامه



