عجب عجب که تو را یاد دوستان آمد - ادبستان شعر پارسی % %

عجب عجب که تو را یاد دوستان آمد

رهی معیری – غزلیات

شماره 53

دوستان ( 1 )

عجب عجب که تو را یاد دوستان آمد

درآ درآ، که ز تو کار ما به جان آمد

مبر مبر، خور و خوابم ز داغ هجران بیش

مکن مکن، که غمت سود و دل، زیان آمد

چه می کنی، به چه مشغولی و چه می طلبی؟

چه گفتمت، چه شنیدی، چه در گمان آمد؟

مزن مزن، پس از اين در دل آتشم، که ز تو

بسا بسا، که بدین خسته دل غمان آمد

چنان که بود گمان رهی، به بدعهدی

به عاقبت، همه عهد تو هم چنان آمد


واژگان دشوار : 1- این شعر سروده ی انوری است که دو بیت پایانی آن حذف شده است ! گویا اشتباه گرد آورندگان دیوان رهی معیری و توجه به واژه ی ” رهی ” در بیت آخر موجب شده که این شعر را سروده ی رهی بدانند !

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤