عقده ی دل جز به اشک حسرتم وا کی شود؟
رهی معیری – غزلیات شماره 65 اشک حسرت عقده ی دل جز به اشک حسرتم وا کی شود؟ تا نگریم خون، دلم خالی چو مینا کی شود؟ با لب پیمانه هر شب نو کند پیمان عشق بوسه ای زان لعل نوشین روزی ما کی شود؟ ناصحم گوید: صبوری پیشه کن در عشق دوست کز صبوری … ادامه



