آن موی میان که تا میان دارد موی
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 395 آن موی میان که تا میان دارد موی از مردم چشم من نهان دارد روی گفتم سر زلف تو پراکنده چراست گفتا که سخنهای پراکنده مگوی
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 395 آن موی میان که تا میان دارد موی از مردم چشم من نهان دارد روی گفتم سر زلف تو پراکنده چراست گفتا که سخنهای پراکنده مگوی
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 394 آن ماه که بر میان کمر سازد موی از سنبل سیراب نماید گل روی گفتم سر زلفت دلم از دست ببرد در تاب شد و گفت پراکنده مگوی
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 393 آن لعبت نی زن من اگر با وی امی زینگونه جگر خسته ولیکن کی امی لب بر لب نی نهاد و من میمردم در حسرت آنک کاشکی من نی امی
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 392 وقتی گرت افتد اتفاق سفری زنهار نگیری خر هر خیره سری بر .یر خری نشستن و ره رفتن (1) به زانکه خری گرفتن از .ون خری(2) واژگان دشوار : 1 و 2: واژگانی که با نقطه چین نشان داده ایم، دور از ادب و اخلاق بودند، به ناچار آنها … ادامه
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 391 هر چند که در ملک فصاحت میری چون شمع زبان مکش که در دم میری تا چند زنی لاف که میر سخنم بر سبلت خویش تا نمیری میری
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 390 رفت آنک به باغ و راغ کردیمی جای بودیم به هر پرده سرا پرده سرای کان پای که پایمرد بودی ما را زین دست ز دستش اوفتادم از پای
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 389 گر با تو فلک دم زند از سرداری چون شمع سزد اگر سرش برداری از بحر و بر ار خراج خواهی رسدت زیرا که دلی چو بحر در بر داری
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 388 دیشب صنمی سرو قد شیرازی زلفش همه در بند کمند اندازی با طرّه شبی دراز بازی می کرد خورشید ندیدم که کند شب بازی
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 387 ای مشک تتار از سر زلفت تاری در هر طرفی ز نرگست بیماری بر عارضت آن خال سیه دانی چیست زنگی بچه ای نشسته در گلزاری
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 386 در ساغر زر لعل بدخشان داری یا جوهر جان در گهر کان داری آن خون سیاوش است یا نی سرخاب در دور تو آب شد ز میدان داری
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 385 تا چند چو خور بر سر عالم لرزی گر بگذری از جهان جهانی ارزی خسرو تویی ار شکّر شیرین بوسی کسری تویی ار مهر نگارین ورزی
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 384 بودی که کسی از تو نشانم دادی تا خون دلم ز دیده باز استادی یک روز میان من و اندوه فراق یا رب چه بُدی اگر فراق افتادی