آن شکر لب که نباتش ز شکر می روید
خواجوی کرمانی – غزل شماره 258 آن شکر لب که نباتش ز شکر می روید از سمن برگ رخش سنبل تر می روید می رود آب گل از نسترنش می ریزد و ارغوان و گلش از راهگذر می روید به جز آن پسته دهن هیچ سهی سروی را نار سیمین نشنیدم که زبر می روید … ادامه



