
خواجوی کرمانی – غزل شماره 256
آن رفت که میل دل من سوی شما بود
شب تا به سحر خوابگهم کوی شما بود
آن رفت که پیوسته ام از روی عبادت
محراب روان گوشه ی ابروی شما بود
آن رفت که شمع دل من در شب حیرت
در سوز و گداز از هوی روی شما بود
آن رفت که از نکهت انفاس بهاران
مقصود من سوخته دل بوی شما بود
آن رفت که در تیره شب از غایت سودا
دلبند من خسته جگر موی شما بود
آن رفت که هر دم که ز بابل زدمی لاف
چشمم همه بر غمزه ی جادوی شما بود
آن رفت که مرغ دل پر آتش خواجو
پروانه ی شمع رخ دلجوی شما بود



