بهار تا به گلستان کشید بزم سرود
اقبال لاهوری پیام مشرق شماره 216 بهار تا به گلستان کشید بزم سرود نوای بلبل شوریده چشم غنچه گشود گمان مبر که سرشتند در ازل گل ما که ما هنوز خیالیم در ضمیر وجود به علم غره مشو کار می کشی دگر است فقیه شهر گریبان و آستین آلود بهار برگ پراکنده را به هم … ادامه



