یار مرا چو اشتران باز مهار میکشد
مولانا-غزل شماره 558 یار مرا چو اشتران باز مهار میکشد اشتر مست خویش را در چه قطار میکشد جان و تنم بخست او شیشه ی من شکست او گردن من ببست او تا به چه کار میکشد شست ویم چو ماهیان جانب خشک میبرد دام دلم به جانب میر شکار میکشد آنک قطار ابر … ادامه



