دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود - ادبستان شعر پارسی % %

دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود

مولانا-غزل شماره 557

 

دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود

جان ز لبت چو می‌کشد خیره و لب گزان بود

تن برود به پیش دل کاین همه را چه می‌کنی

گوید دل که از مهی کز نظرت نهان بود

جز رخ دل نظر مکن جز سوی دل گذر مکن

زانک به نور دل همه شعله ی آن جهان بود

شیخ شیوخ عالم است آنکه تو راست نومرید

آنکه گرفت دست تو خاصبک زمان بود

دل به میان چو پیر دین حلقه ی تن به گرد او

شاد تنی که پیر دل شسته در آن میان بود

راز دل تو شمس دین در تبریز بشنود

دور ز گوش و جان او کز سخنت گران بود

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤