کو خضر راهی؟ کز خیل آن ماه - ادبستان شعر پارسی % %

کو خضر راهی؟ کز خیل آن ماه

آذر بیگدلی – غزل شماره 174

کو خضر راهی؟ کز خیل آن ماه

وامانده ام پس، گم کرده ام راه

از دل صبوری، هنگام دوری

باور ندارم، والله بالله

ریزد چو جیحون، خیزد چو گردون

از دیده ام اشک، از سینه ام آه

جانها فدایت، تا چیست رایت؟

جنگ تو دلکش، صلح تو دلخواه

کی از کمندم، افتد به بندم؟

آن صید وحشی، این رشته کوتاه

افغان ز گفتن، آه از نهفتن

مسکین گدایی، کو رنجد از شاه

دشمن به دلبر، هم بزم و آذر

جان میسپارد بیرون درگاه

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤