کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را - ادبستان شعر پارسی % %

کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را

وحشی بافقی- غزل شماره 2

کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را

نهاده کار صعبی پیش، صبرِ بندْ فرسا را

توام سررشته داری، گر پرم سوی تو معذورم

که در دست اختیاری نیست مرغِ  بند بر پا را

من از کافرنهادی های عشق این رشک می‌ بینم

که با یعقوب هم  خصمی بود جانِ زلیخا را

به گنجشگان میالا دام خود، خواهم چنان باشی

که استغنا زنی ، گر بینی اندر دام ، عنقا را

اگر دانی چو مرغان در هوای دامگه داری

ز دام خود به صحرا افکنی، اوّل دل ما را

نصیحت اینهمه در پرده ، با آن  طور خود رایی

مگر وحشی نمی داند، زبان رمز و ایما را؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤