راندی ز نظر، چشمِ بلا دیدهٔ ما را - ادبستان شعر پارسی % %

راندی ز نظر، چشمِ بلا دیدهٔ ما را

وحشی بافقی- غزل شماره 3

راندی ز نظر، چشمِ بلا دیدهٔ ما را

این چشم کجا بود ز تو؟ دیدهٔ ما را

سنگی نفتد این طرف از گوشهٔ آن بام

این بخت نباشد سرِ شوریدهٔ ما را

مُردیم به آن چشمهٔ حیوان که رساند؟

شرحِ عطشِ سینهٔ تفسیدهٔ ما را

فریاد ز بد بازی دوری که برافشاند

این عرصهٔ شطرنجِ  فرو چیدهٔ ما را

هجران کسی کرد به یک سیلی غم کور

چشم دل از تیغ نترسیدهٔ ما را

ما شعلهٔ شوق تو به صد حیله نشاندیم

دامن مزن این آتشِ پوشیدهٔ ما را

ناگاه به باغ تو خزانی بفرستند

خرسند کن از خود دلِ رنجیدهٔ ما را

با اشک فرو ریخت ستم های تو وحشی

پاشید نمک، جان خراشیدهٔ ما را

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤