
وحشی بافقی- غزل شماره 300
در راهِ عشق با دلِ شیدا فتادهایم
چندان دویدهایم که از پا فتادهای
عاشق بسی به کوی تو افتاده است لیک
ما در میانهٔ همه رسوا فتادهایم
پشتِ رقیب را همه قربست و منزلت
مردودِ درگه تو همین ما فتادهایم
ما بیکسیم و ساکنِ ویرانهٔ غمت
دیوانههایِ طرفه به یک جا فتاده ایم
وحشی، نکردهایم قد از بار فتنه راست
تا در هوایِ آن قد رعنا فتادهایم



