ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم - ادبستان شعر پارسی % %

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم

وحشی بافقی- غزل شماره 269

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیم

امّید ز هر کس که بریدیم، بریدیم

دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند

از گوشهٔ بامی که پریدیم، پریدیم

رم دادنِ صیدِ خود از آغاز غلط بود

حالا که رماندی و رمیدیم، رمیدیم

کوی تو که باغ ارم روضهٔ خلد است

انگار که دیدیم ندیدیم، ندیدیم

صد باغِ بهار است و صلایِ گل و گلشن

گر میوهٔ یک باغ نچیدیم، نچیدیم

سرتا به قدم تیغ دعاییم و تو غافل

هان واقفِ دم باش رسیدیم، رسیدیم

وحشی سبب دوری و این قسم سخنها

آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤