تومان۳۸۰,۰۰۰

تومان۱۳۰,۰۰۰

تومان۲۴۰,۰۰۰

بیار ساقی باقی بریز بر من حادث

شمس مغربی – غزل شماره 55

بیار ساقی باقی بریز بر من حادث

می قدیم که تا وارهم ز دست حوادث

چو در زمین دلم تخم مهر خویش فکندی

به آب دیده برویان که نیست زرع تو حادث

از آن شراب به کنعان نوح گر برسیدی

نگشتی غرقه ی طوفان چو سام و حام و چو یافث

به بوی باده توان مرد و باز زنده توان شد

که همچنان که ممیت است و محیی ‌و باعث

حیات یافت از آن سام نوح از دم عیسی

که او به بوی همین باده بود تافح و نافث

دلا به خود نظری کن برون ز خود سفری کن

که هیچ کار نیاید ز مرد کاهل ولابث

درآ به مجلس مردان بخور شراب تجلی

شراب مرد تجلی بود نه ام خبائث

تو را شراب تجلی ز دست خویش رهاند

از آنکه باده باقی است بر فنای تو باعث

چو مغربی ز میان شد نشست یار به جایش

خوشا کسی که بود دلبرش خلیفه و وارث

 

نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها