ورود-ثبت نام

ادرلی راح توحید الا یا ایها الساقی

شمس مغربی – غزل شماره 182

ادرلی راح توحید الا یا ایها الساقی

ارحتی ساعة عنی و عن قیدی و اطلاقی

به جام صرف توحیدم بدان سان محو کن از خود

که از فانی شوم فانی و با باقی شوم باقی

واشربنی بنی حمیاه بکاس من محیاه

واعطرنی بریاه و ذوق اهل اذواقی

شراب ناب توحیدم تواند وارهانیدن

ز دست شرک و کفر و دین و سالوسی و زراقی

ولاتسالنی عن فضلی و عن جمعی و عن وصلی

و عن فقدی و عن وجدی و عن حالات اشواق

تویی چون فصل و وصل من تویی چون فرق و جمع من

تویی چون فقد و وجد من بل از من هم تو مشتاقی

اما تنظر الی حال اما تنظر الی بالی

اما تنظر الی ذاتی و اسمایی و اخلاقی

تویی از دیده ی عشاق ناظر در پری رویان

که حسن چهره ی خوبان و نور چشم عشاقی

ندانم مغربی خود کیست کو پیوسته می گوید

انا الشمس التی طلعت و هذا نور اشراقی

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها