ورود-ثبت نام

ای صفات بیکران تو طلسم گنج ذات

شمس مغربی – غزل شماره 14

ای صفات بیکران تو طلسم گنج ذات

گنج ذاتت گشته مخفی ز طلسمات صفات

هست عالم سر به سر نقش طلسم گنج تو

از طلسم و نقش هرگز حل نگردد مشکلات

ای صفاتت نقشبند کارگاه هردو کون

سایه ی نور صفات توست نقش کاینات

ظل نقش کاینات از نور تو دارد ظهور

زانکه باشد انبساطش بر جمیع ممکنات

پرتو نور است سایه خود ندارد اختیار

زان سبب هرگز نباشد یک زمان او را ثبات

سایه ی ناچیز گوید هر زمانی نور را

ای به تو ظاهر شده ما همچو تو ظاهر به ذات

سایه هستی مینماید لیکن او را اصل نیست

نیست را از هست اگر بشناختی یابی نجات

کی خورد خضر حیات از آب حیوان شربتی

تا تو ظلمت را تصور کرده ای آب حیات

ای دل سرگشته حیران بساط مغربی

بی جهت را گر همی جویی گذر کن از جهات

 

نویسندگان :

نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها